تبليغاتX
دم همتون گرم - تولدت مباررررررررررررررررررررررررک

سلام بچه ها خوبید؟

امروز تولد داداشم بود

 داداشی تووووووووووووووووووووووولد مبارک

 

                      

                       

                  

این متنو حتما بخونین خیلی  قشنگه

 

 

بعضی وقتا خواسته ها آدم اینقدربراش مهم میشه که حاضر براش هر قیمتی بپردازه...

مثلا با یه دختری دوست میشه ..... اونومی خواد....

اما هرچی تلاش می کنه بهش نمی رسه ...

به  جایی می رسه که می بینیه دیگه کسی نمی تونه کمکش کنه جز خدا...

میاد مومن میشه... گدا میشه...

در خونه ی خدا با حال خاصی  زارمیزنه...

خلاصه یه عارف  کاملی میشه برا خودش و دیگه یه حال  و  هوای خاصی داره...

یه مدتی به همین منوال می گذره...

می بینه خبری نشد ... به عشقش نرسید ...بازم زارمیزنه...

خدا رو قسم میدهکه حاجتش رو برآورده کنه...

اما می بینه که نه مثل اینکه خدا بی خیالش شده...

انگار هر چی بیشترداد میزنه و گریه می کنه خدا کمتر جوابشو میده...

میاد با خدا قهرمی کنه... لجبازی می کنه...

میره و یه مدتی پشت سرشم نیگا نمی کنه...

دیگ نمیاد در  خونه ی  اوستا کریم...

هنوزم با خدا قهره...میشینه با خودش خاطراتشو مرورمی کنه...

کجاها با هم رفتن ... دعوا ها.. قهرها.... آشتی ها...

یه دفعه می بینه که انگار اوضاع داره ردیف میشه...

خبرای خوب می شنوه...امیدوار میشه...

می بینه که داره جریان ازدواجش ردیف میشه..

خوشحال و سر مست ...دیگه تو پوست خودش نمی گنجه...

می خواد از خوشحالی بال در بیاره...

با خودش میگه ای ول به خدا

با اینکه من باهاش قهر کردم بازم هوامو داشت و جریانمو ردیف کرد...

یه دو روزمی گذره....  دوباره همه چیز بهم خورد... دوباره نشد...

دوباره روز از نو روزی از نو...       میگه: اه به این خدا... داشت کارم ردیف می شد...

الکی گفتم خدا بود... اونم به خودش گرفت و حالمونو گرفت...

بابا ما اصلا نخوایم خدا رو ببینیمکیو باید ببینیم؟!

نخوایم خدا بهمون کار داشته باشهچی کار باید بکنیم؟؟!

خلاصه زیاد از این شرو ورا میگه....   به خدا فحش میده....

اما افسوس ....صد افسوس... و هزار افسوس...

ای  کاش فقط یه دقیقه می شست با خودش فکر می  کرد... فقط یه دقیقه...

که چرا خدا باهاش اینطوری می کنه.... وقتی میگه خدا جوابی نمی شنوه...

اما وقتی قهر می  کنه همه ی  کاراش ردیف میشه...

خوب اگه اینجوریه همه برن با خدا قهر کنن و حاجت بگیرن دیگه...

در جوابش می دونی چی باید گفت؟       ؟  فقط میشه گفت که:

«هر که در این بزم مقرب تر است         جام  بلا بیشترش می دهند»

نمی دونم اما خدا میگه: من هر کس روبیشتر دوست داشته باشم بیشتر مبتلاش می کنم ....

حالاممکنه بگی: ما اگه نخوایم خدا رو دوست داشته باشه کیو باید ببینیماث....؟؟؟

من بهت میگم: « اگر با دیگرانش بود میلی        چرا ظرف مرا بشکست لیلی»

اینا شعر نیست... واقعیته... حقیقت عالمه...

مگه  نشنیدی حسین بن علی تو کربلا چی کشید...

مگه نشنیدی که حتی شش ماه ی  اونو جلو چماش پرپر کردن...

حسین این  همه بلا کشید اما جز رضایت خدا چیزی نخواست...

و خدا مباهات کرد به حسین و تشکیلاتش ...

و خدا خصوصیاتی به حسین داد که به احدی از امامان نداد... حتی به جدش رسول الله...

حتی به باباش علی...     حتی به مادرش فاطمه.....

خب این خصوصیات به چه خاطر بود؟؟   می دونی  به چه خاطر بود؟؟

فقط بخاطر شدت سختی های حسین.... خدا حسین رو اورد به این دنیا تا یه درسی به ما بده....

اون درسم اینه: « نابرده رنج گنج میسر نمی شود»

خدایه حسین فدایی کرد بخاطر این درس و تو هم بدون...

 اگه داری سختی می کشی خدا دوستت داره...

 خدا داره نیگات میکنه خدا داره بهت افتخار می کنه...     اگه دوستت نداشت میگفت:

حاجت این بنده رو بدید بره که از صداش بدم میاد... دیگه نمی خوام صداشو بشنوم...

هرچی زودتر بهش بدید بره...پس فکر نکن اگه خدا جوابت رو نداد دوستت نداره....

بر عکس...  عاشقته که بهت نمیده... و اگر جوابتو داد فکر نکن دوستت داره...

بیا یه جوری باشیم پیش خدا... اون وقته که هر چی بخوایم بهمون میده....

می دونی باید چه جور بود؟؟  من میگم...

تا حالا دیدی یه دونه مده شور رو که داره شخص متوفی رو می شوره؟

اگه ندیدی حتما برو ببین ...

ما باید مقابل خدا مثل اون مردهه باشیم تو دست اون مرده شور...

تسلیمه ...... تسلیم...

بیا به خدا اعتماد کنیم و بذاریم هر کاری که دلش می  خواد با ما بکنه...

ضرر نمی کنی ... رفاقت با اون خیلی خوبه ... و بدون اگه دردمندی و دلت پر غصه ست....

خدا با تمام وجودش عاشقته ومی خواد که صداتو بشنوه...

پس تو هم ار ته دل صداش بزن ....

و

از ته دل عاشقش باش...  .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن1385ساعت 0:59 توسط ربکا |

طراح قالب

MOJGAN