تبليغاتX
دم همتون گرم - صدف


 صدف صدفی به صدف دیگر گفت: " درد عظیمی در درونم دارم. سنگین و گرد است و آزارم میدهد. صدف

 دیگر با غرور و نخوت گفت: آسمان و دریا را شکر، که من دردی ندارم. من چه از درون و چه از بیرون،

سالم سالم ام . در همان لحظه، خرچنگی که از کنارشان می گذشت، گفت و گوی آن دو صدف را شنید

 و به آن صدفی که از درون و بیرون سالم بود، گفت: بله، سالم و سر حالی؛ اما حاصل درد رفیق ات،

مرواریدی بسیار زیباست .

 

+ نوشته شده در جمعه 5 اسفند1384ساعت 14:39 توسط ربکا |

طراح قالب

MOJGAN