دروغ میگفت..
دیگری را دوست میداشت..
تا دیدی خاموش بودم..
باری گفتم دوستم داری گفت: آری..
فریاد زدم راستش را بگو هر چه هست..
از گناهانت هر چه سنگین باشد خواهم گذشت..
گفت: مرا ببخش دیگری را دوست دارم..
به او گفتم: حال که تو سالهاست به من دروغ می گویی..
این بار من به تو دروغ میگویم..
تورا نخواهم بخشید..
طراح قالب