
قرن هاست که پدیده ی ازدواج از روح تهی شده است ،
زیرا مرد ، نفس زن را به کل نابود کرده است
نه تنها نابود کرده ، بلکه در زیر خاک دفن شده است ،
نفس زن در زیر خاک می تپد ،
از این رو زن در ابراز نفسانیت خود بسیار ظریف عمل می کند
خاستگاهِ غر زدن های مداوم زن و استراتژی های زنانه یِ زن نیز همین است
زن غر زدن را اختراع کرد ، زیرا مرد به او اجازه نمی داد تا احساساتش زا بی پروا
ابراز کند ،
زن مجبور بود که راه های غیر مستقیم را پیش بگیرد ،
او باید به مرد ثابت می کرد که ارباب واقعی چه کسی ست ،
این کشاکشِ هر روزه یِ زندگیِ همه یِ زن و شوهر هاست ؛
نبرد برای احقاق مقام ِ اربابی و فرماندهی در خانه ،
بالا خره فرمانده کیست ؟ زن یا مرد؟
به این پرسش نمی توان پاسخ داد ،زیرا صورت مسئله اساسا" غلط است ،
اگر عشقی در میان باشد آنگاه نه زن ارباب است و نه مرد ،
بلکه عشق است که فرمان می راند ، عشق که باشد مرد و زن هر دو ،در عشق مستحل
می شوند ،نا پدید می شوند .
نه زن ارباب است و نه مرد ، عشق هر دو را در آغوش خود می گیرد
اما هیچ کس برای عشق آمادگی نشان نمی دهد
همه می خواهند مالک عشق و مالک معشوق ، هر دو ، باشند
بنا براین ، زن را به سطح یک کالای و شئ تنزّل می دهند
زن نیز مرد را به سطح یک وسیله پایین می آورد
مرد و زن هر دو در این زمینه کاملا" موفق بوده اند ،
به همین سبب
مقام زن را تا حد کالای جنسی پایین می آورند و او را استثمار جنسی کرده اند ،
مقام مرد را نیز تا حد ابزار اقتصادی پایین آورده اند و او را استثمار اقتصادی کرده اند
بنا براین ؛
وقتی بهای کالا و متاع را پرداخت می کنند ، زن بسیار مهربان می شود
به محض پرداخت بها مرد دیگر آدم نیست ،
مرد نیز هنگام طغیان نیازها و تمایلاتش ، مهربان می شود اما به محض ارضای تمایلاتش
دیگر به زن اعتنایی نمی کند و به خواب زمستانیِ یک خرسِ قطبی فرو می رود .
زن می داند که مرد با این شیوه یِ رفتارش ،او را همچون یک کالا و شئ بکار گرفته است
زن این را می داند و از این موضوع رنج می برد و غر می زند .
پ.ن : من لینکاتونو پاک نمی کنم ۴تا صفحه پیوند دارم برین ببینین حتما لینکتون هست .
طراح قالب