تبليغاتX
دم همتون گرم

     

 

در سنين بيست سالگي ،شايد خيلي زود ازدواج كني چنان كه هنوز منتظر اين سال ها نباشي

تا سه يا چهار بچه داشته باشي و آنگاه چه چيزهايي روزهايت را پر مي كنند

در ميان تل ظرف ها و يا گردگيري خانه و آشپزي كردن مرگ ممكن است در بالاي سرت بال بزند

و هيچ كس به گذر زمان نمي انديشد

بايد گريست يا بايد خنديد؟!

بايد عشق ورزيد يا دل سوزي كرد ؟!

من جرات گفتنش را ندارم

هيچ كس گذر زمان را نمي بيند

بوي مطبوعي از خانه ات مي آيد و حالا همه چيز دنياي توست

كودكانت بازي مي كنند و شوهرت مطالعه

و در اين بين روزها جريان عادي خود را دارند

 كسي را نمي توان يافت ، كه تولد كودكانش را ديده باشد، و تو شايد آنها را در آغوش گرفته باشي

كسي پنجره ها را نمي گشايد تا جواني را پرواز دهد ولي جوانان از لابه لاي روزنه ها مي گريزند

بايد گريست يا خنديد ؟!

بايد عشق ورزيد يا دل سوزي كرد ؟!

هيچ كس هيچ كس به گذر زمان نمي انديشد .....!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 16:8 توسط ربکا |

طراح قالب

MOJGAN